امیر میرزایی چهارشنبه 8 شهریور 1396 05:57 ب.ظ نظرات ()

نخست برای مطالعه در هر درس باید خوب بررسی کنیم تا ببینیم چه مقدار به زمان نیاز داریم. برخی افراد در این زمینه مشکل دارند و نمی دانند چقدر باید زمان بگذارند و چگونه برنامه ریزی کنند. دوم، گاهی دانش آموزان زمان برای مطالعه می گذارند ولی بهینه نمی باشد، برای نمونه دو ساعت کتاب در دستشان است ولی براستی زمان بهینه یک ساعت می باشد. بنابراین ساماندهی زمان یعنی ویژه دادن زمان کارآمد برای انجام برنامه.

 

پس از ساماندهی زمان،فرد مطالعه کننده باید یاد بگیرد راستای درس رفتار خود را مدیریت کند. کنترل رفتار روشی بسیار کارآمد برای کاهش زمان مطالعه و افزایش بهره وری است. در کنترل رفتار خود باید مشکل هایی که برای ما به وجود می آیداز پیش روی خود برداریم تا بتوانیم رفتار خود را به بهترین گونه ای که امکان پذیر است کنترل کنیم. برای نمونه اگر چیزی ذهن ما را درگیر خود می کند. نخست آن را روی کاغذ بنویسیم و راه چاره ای برای آن پیدا کنیم و پس از آن به مطالعه بپردازیم.

 

دانش آموز نیاز دارد که با نگر بر شیوه مطالعه خود پیشرفتش را بررسی کند تا ببیند کارکرد او در هنگام مطالعه و آزمون به چه گونه ای بوده است. بهترین کار برای این پاسخ به پرسش هایی چون : " هدف من از مطالعه این درس چیست؟"(هدفمندی، کارآمدی دانش آموز را در هنگام مطالعه بالا می برد.)، "میزان علاقه من به هر درس تا چه اندازه می باشد؟" و تلاش و میزان کوشش من در این درس چقدر است؟"پس از پاسخ گویی به این دست پرسش ها و پرسش های شبیه اینها و بازیابی دشواری ها و مشکل های خود به از میان برداشتن آنها بپردازید.

 

برخی دانش آموزان در انجام کارهای خود از خودگویی های نادرست و منفی بهره می گیرند، همانند: "من در این درس خوب نیستم و نمی توانم پیروز شوم." یا " اگر درس را در کلاس بلد نباشم در برابر دانش آموزان و آموزگار سرافکنده میشوم." یعنی به جای تمرکز و انجام کارها، اندیشه های منفی را در ذهنشان به وجود می آورند و دوره می کنند.